صبا
۳,۰۰۰,۰۰۰ ریال قیمت اصلی: ۳,۰۰۰,۰۰۰ ریال بود.۱,۵۰۰,۰۰۰ ریالقیمت فعلی: ۱,۵۰۰,۰۰۰ ریال.
کتاب حاضر اثری از نویسنده ایرانی شهلا ابراهیمی می باشد که توسط انتشارات روشا منتشر شده است.
این رمان در مورد حقایقی است که در همه جای جامعه وجود دارد وبسیاری از ما با این حقایق درگیر هستیم، ولی نویسندگان کمی هستند که شجاعت تصویر سازی این موضوعات را دارند. خانم شهلا ابراهیمی در رمان صبا به این موضوعات پرداخته است. به امید اینکه مخاطبان گرامی در این باب مقداری تفکر کنند.
دربخشی از این کتاب می خوانیم:
“روز بعد صبح زود از خواب بیدار شد، دوش گرفت و جزو اولین نفرات به سالن صبحانه رفت. مرتب به ساعتش نگاه می کرد که سر وقت به اتاقش برود و کمی با صبا حرف بزند. علت بی اعتنایی و سردی صبا را نمی فهمید. شب قبل چندبار در آینه خود را نگاه کرده بود. قیافه و ظاهرش به نظر معقول می آمد و هیچ عیبی در صورت و اندامش نداشت. در مهمانی ها و محل کارش هم مورد توجه دختران بود. پس چرا صبا به او توجهی نداشت؟ او با فرهنگ آمریکا بزرگ شده و رشد پیدا کرده بود که وقتی دختر و پسری از هم خوششان می آمد، بدون پرده پوشی ابراز می کردند و پایه دوستی به همین ترتیب ریخته می شد. صبا با این که در مقام پایین تری نسبت به او قرار داشت، هیچ واکنشی نشان نمی داد که از او خوشش می آید. دکتر قادری انتظار داشت که صبا به زبان آید و به او ابراز علاقه کند …
5 در انبار
وزن | 445 گرم |
---|---|
نویسنده | |
ناشر | |
نوع جلد |
شومیز |
قطع |
رقعی |
تعداد صفحات |
416 |
وضعیت نشر | |
نوبت چاپ |
چاپ اول |
سال نشر |
1391 |
شما شاید این را هم دوست داشته باشید
عریان در برابر باد
کتاب «عریان در برابر باد» نوشته احمد شاکری از جمله آثار برجسته در حوزه ادبیات مقاومت است. داستان این کتاب در روستای کانی چاو در مرز ایران و عراق میگذرد. ماجرای کتاب یک دهه پس از جنگ در این منطقه کردنشین میگذرد. بازماندههای حزب تجزیه طلب کومله که با تفکرات کمونیستی تلاش داشتند منطقه کردستان را در ابتدای انقلاب از ایران جدا بسازند دور یکدیگر جمع میشوند. آنها از شکستهای پی در پی که از در طول تاریخ خوردهاند سرخورده و خشمگین هستند و میخواهند به هر شکلی که شده انتقام خود را از حکومت و رزمندگان بگیرند. زنی به نام منیژه رهبری این گروه را برعهده میگیرد. آنها برای ضربه زدن به حکومت تصمیم میگیرند نیروهای فعال در منطقه را اعدام انقلابی کنند و اولین فردی که نشانه میروند یوسف معلم روستای کانی چاو است.
رزمندهای که در زمان جنگ در بخش اطلاعات عملیات کار میکرده است. تاروخ مامور انجام این کار میشود اما مشکلی در این میان است. یوسف همان کسی است که رودابه را برای تاروخ خواستگاری کرد و مقدمات رسیدن او به عشقش را فراهم کرد. اما حالا ماموریت دارد تا او را ترور کند. این کتاب با اطلاعات کامل نسبت به منطقه و افکار این گروهک به خوبی توانسته شخصیتهای داستان را بپردازد و چالشهای عمیق و جدی میان خواستههای آنها ایجاد کند و از دل این تزاحم خواستهها درامی جذاب و درگیر کننده خلق کند.
در ادامه برشی از این کتاب را میخوانید:
برمک همیشه محتاطانه عمل کرده بود و سیاست را در جزء جزء زندگیاش دخالت داده بود. ازدواج با دختر یکی از کادرهای ارشد حزب نقطه ی عطفی در زندگیاش شده بود و او با جهشی غیر قابل تصور به گلوگاه قدرت در تشکیلات حزب نزدیک شده بود چهرهی منیژه در هالهای از دود سفید رنگ قلیان فرو رفته بود. برمک ورقهای کم را که در نیم دایرهای کنار هم مرتب شده بودند تا مقابل صورتش بالا آورد. نگاهش از سرخی بی بی دل به گونههای برافروختهی منیژه لغزید دود قلیان به سرفهاش انداخت منیژه نیم خیز شد و همانطور که به اشاره جوان سیه چرده را صدا میکرد نگاهش را لحظهای روی ورقهای برمک متوقف کرد و تک برگ بی بی را خواند.
سراسر پنجره: مجموعه داستانهای منتخب جایزه ادبی طهران
«سراسر پنجره»، مجموعه داستانهای منتخب جایزه ادبی طهران است.
در بخشی از داستان «تاپو» از این مجموعه داستان کوتاه میخوانیم: «حالا اگر پریسا دستش را بیهوا ببرد توی سوراخ کُنار دنبال خنجر فولادی کوچک و مار دستش را بگزد، شاید سراسیمه بدوند دنبال وانت که نرسیده به ده وسایل را خالی کرد و گازش را گرفت و رفت ـ که برساندشان بیمارستانی، جایی. اما دست توی سوراخ نمیبرد. فقط چراغ میاندازد توی سوراخ تنه، بعد میدود طرف برادر و عموزادههایش که بروند سروقت کلید. دیوار پشتی خانه، سنگ شانزدهم، ردیف ششم دیوار را که بردارند، کلید را پیدا میکنند.
معلوم است قفلی که شصت سال است باز نشده، زنگ زده و با بدبختی باز میشود. در هم که باز بشود، اگر چوبی، عصایی، دسته جارویی نداشته باشند که توی تارهای عنکبوت بچرخانند، نمیتوانند وارد خانه بشوند. اما این کار را هم میکنند. بعد هم میروند تو و تا بالای طاق و چشمه را پاک میکنند و چهار نفری به تارهای عنکبوتِ آویزان از سروصورت هم میخندند. اتاق کناری انگار مطبخ هم بوده؛ چون دود یک طرف اتاق را سیاه کرده. آنطرفش هم روی یک تخت چوبی رختخواب چیدهاند تا بالا و صدای موش از لابهلایشان بلند است.
حالا جیغجیغ دخترها پسرها را وامیدارد رختخوابها را از آن یکی درِ مطبخ، که به طرف دره پریزاد باز میشود، ببرند کنار دره که موشهای ریز و درشت از گوشهوکنار لحاف و تشکهای پرخاک و پوسیده همینطور بپرند بیرون. ظرفها و دیگچههای کجوکوله و تاربسته و گلیمهای بختیاری سنگین از خاک را هم که انداختهاند بیرون. بعد با کیسه گچی که از دکان همهچیزفروشی امامزاده خریدهاند، تا جایی که دستشان میرسد، یک لایۀ نازک گچ روی کاهگل دیوارهای بیپنجره میکشند که مثلاً خانه رنگورویی بگیرد. سوراخ موشها را هم گرفتهاند. کمی نفت هم که بریزند اینطرف و آنطرف، خیالشان از مار و مور هم کمی راحت میشود».
از تهی سرشار
«فضایی که در این داستان ترسیم میشود، درباره پسری با نام "رها" است که پایاننامه فوق لیسانسش را به اصرار پدر درباره اخوان ثالث میگذارند. شخصیت اصلی داستان، دارای بیماری اسکیزوفزنی است که در آن، مرز خیال و واقعیت برداشته میشود، تا جایی که با جلو رفتن قصه، بیماریاش هم شدیدتر شده و اخوان را در توهماتش میبیند و شعرهایش را میشنود.» این داستان در هفت بخش تدوین شده است. »آواز چگور»، «سگها و گرگها»، «میراث»، «قاصدک»، «ناگه غروب کدامین ستاره»، «زمستان» و «چون سبوی تشنه» عنوان بخشهای مختلف کتاب هستند. کتاب حاضر را انتشارات «سوره مهر» منتشر کرده و در اختیار مخاطبان قرار داده است.
مشخصات
ریحانه دختر نرگس
شاهنشاه در کوچه دلگشا
تلاوت
گذر از غبار آینه
این داستان به عشق و نفرت بی ارتباط نیست. عشق و نفرتی که سالیان سال می تواند در دل بماند و یک روز، یک جا و در دنیایی دگرگون شده خود را بروز دهد. این حس آدمی است که گذر زمان نمی تواند تغییری در آن ایجاد کند. حال و هوای داستان هم از ایام دورتر آغاز می شود و علاقه مندان به آن دوره را تا امروز با خود همراه می کند.
انگار که برخي لحظات در کودکي همچون نقشي پاک نشدني بر ذهن مي نشينند و انگار همين لحظات کوچيک با نقش خود ميشوند آينده همان کودکي يک لحظه يک نفر يک اتفاق حتي يک کلام درشت يا سخن نرم و لطيف مي ماند بر خاطر خاطره هاي دور،اما فراموش نشدني شايد گذر سال ها نيز نتواند آن نفر و آن لحظه را از ذهن بزدايد حتي گرد پيري بر چهره نيز شايد نتواند... که انگار در پس آن چهره ميتوان همان خاطره را ديد و زنده کرد من به مهره چيني هاي سرنوشت ايمان آورده ام من به بازي کردن با آدم ها که همچون آينه اي باز مي تاباند رفتار و کرده هاشان را ايمان دارم حتي اکر روزگاري به مرور زمان اين آينه را غبار گرفته باشد
چهل قصه؛ گزیده قصه های عامیانه ایرانی
«چهل قصه» از انبوه قصههای عامیانه ایرانی گردآوریشده در نیم قرن اخیر برگزیده و بازنویسی شده است. هدف از تدوین آن، ارائه کتابی است که خاص و عام بتوانند از آن بهره گیرند.
از اینرو، تلاش شده است قصههایی برگزیده شود که عناصر داستانی آنها متنوع و تازه باشد و بیآنکه حالوهوا و چرخش حوادث قصهها آسیب ببیند، به نثری ساده بازنویسی شوند.
قصهها در شش گروه ملی، اخلاقی، جن و پری، فکاهی، حیوانات و زنجیرهای گروهبندی شدهاند. خواننده میتواند به یاری جدولهایی که در آخر کتاب آمده است، از گروه، پیام، درونمایه، نوع و بنمایه هر یک از قصهها آگاه شود و با شیوه طبقهبندی بینالمللی آنها نیز آشنا گردد.
به منظور حفظ طیف گسترده مخاطبانی که برای این کتاب در نظر گرفته شده، فرهنگ اصطلاحات تدوین شده است تا از این طریق علاقهمندان و به خصوص فارسیزبانانی که از حوزه فرهنگی خود دور افتادهاند، آسانتر بتوانند به مفاهیم اصطلاحات عامیانه ارائه شده در قصهها پی ببرند.